بعد از تو شده کار دلم آه کشیدن
بعد از تو شده کار دلم آه کشیدن
چون سایه فراق تو به همراه کشیدن
نقّاش شدن با قلمی از سر زلفت
چشمان تو را شکل دو تا ماه کشیدن
یوسف شوی و بوی خوش پیرهنت را
هر روز به همراه تو از چاه کشیدن
هر لحظه تو را خواستن از عمق دل و جان
هی ناز تو را منّت گه گاه کشیدن
هر بار طلب کردن و هر بار به اجبار
دست از تو و از خواهش دلخواه کشیدن
هر ساعت و هر ثانیه انتظار دیدار
بر هر سر راه و سر بیراه کشیدن
من سوی تو آیم تو روی سوی رقیبان
از دوری تو نعره ی جانکاه کشیدن
دور از تو شده کار دلم حسرت چشمت
بعد از تو شده کار دلم آه کشیدن